روزبهان البقلي الشيرازي ( شطاح فارس )
مقدمه 78
عبهر العاشقين ( فارسى )
4 . - غزل بمطلع : يوسف مصرى كه دست از عشق تو ببريدهاند * شاهد عصرى كه عشقت را بجان بخريدهاند . ( 110 الف - 110 ب ) 5 . - غزل بمطلع : بيا كه جان جانم در بر افتاد * دلم از آفرينش برتر افتاد . ( 110 ب ) 6 . - غزل بمطلع : چون فروشد زورق از درياى اخضر نيمشب * شد جهان مانند جون « 1 » درياى عنبر نيمشب . ( 111 الف ) 7 - 13 . - هفت رباعى ( 111 الف - 111 ب ) . 14 . - مثنوى بمطلع : اى قديمى كه در جلال قدم * نبود ذات تو قرين عدم . ( 111 ب - 112 الف ) ما محض نمونه يك قصيده و يك غزل و چند رباعى را ازو نقل مىكنيم : ( از تحفة العرفان ورق 109 ب - 110 الف ) بيا تا دست ازين عالم بداريم * بيا تا پاى دل از گل برآريم بيا تا بند گردون بگسلانيم * بيا تا كار دنياها برآريم بيا تا بردبارى پيشه گيريم * بيا تا تخم نيكويى بكاريم
--> ( 1 ) - چنين است در اصل .